چشم در چشم
خندید نگاهم را لا به لای شعرها پنهان کرد تا دیگر به جای تو تاس نیندازم 0 سیلی های تو.... و صورت سرخ من
0 ...تاس هایم روی زمین چوب عصیانم چقدر بی صداست 0 این بار چشمان مرا دورگردنت گره میزند سردت میشود 0 من جای خالی چشمانم را نقاشی میکنم و لبخند کمرنگ او را
نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت
14:59 توسط نسرین| |
| Design By : Night Skin |

