تبليغاتX
چشم در چشم


چشم در چشم

امروز یه روز کاملا عادیه!
فقط خبر میرسه از بالا رفتن غیر عادیه یه عدد کذایی!

و من از یه هفته پیش از امروز میترسیدم.

از اینکه باید آروم حرف بزنم.

تا  گازای اشک آور  چشامون رو نسوزونه!
ازاینکه باید فکر کنم تا از خاطرات دوران دانشجوییم چی بگم.

باید خوب ببینم! نه! باید خوب نبینم!

یاد باب اسفنجی می افتم که چقدر سخت بهش میگذشت وقتی مجبور بود نگه : "من یه گوگوری مگورم"

امروز یه روز کاملا عادیه!
فقط  امروز نوزده ساله شدم. 

نوشته شده در شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 11:48 توسط نسرین| |

 همه ی من مال تو!
تو که نمی شناسمت!
اما زندگی سخت تو را می شناسد

لبخندی که زود بغض می کند

این همه ی دارایی من است

و مغز از کار افتاده ام

اما قلبم

که در بطنت خوب می تپد!

نوشته شده در دوشنبه چهارم خرداد 1388ساعت 20:12 توسط نسرین| |


Design By : Night Skin